شبی غمگین شبی بارونی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستییم بود و ندونست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
خدا هم ترک ما کرده ، مرا اینگونه باور کن...
کمی تنها ،
کمی بی کس ،
کمی از یادها رفته...
خدا هم ترک ما کرده ،
خدا دیگر کجا رفته...؟!
نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟
که شاید هم به جرم آن ،
غریبی و جدایی هست..؟؟؟
تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت تو فریاد سکوتم را در میان واژگان روزمره زندگی نشنیدی تو فرصتی نداشتی برای برداشتن سیب سرخی از دستانم فرصتی نداشتی برای باور کردن باورهایم جاده ها چنان تو را در خود گرفتار کرده اند که لحظه ای توان ایستادن نداری تو فرزند سفر بودی و من نواده سکوت خویشتن دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست برو مسافر جاده قدم های تو را دلتنگ است ...
قلب من كنار پنجره تنهایی ، هنوز بی قرار توست ، گرچه انتظار هیچ معجزی از لحظه ها نیست ! روزها می آیند ، می مانند ، و می روند و تو دیگر نمی آیی و شاید برای من ، بی تو ، انتظار مفهومی تازه می یابد ! وقتی من وشبهایم به امید انتظار زنده می مانیم ! و زنده بودن معنایی است ساده كه من دشوارش كرده ام !! و زند گانی شاید ، مجموع ایستایی است از تكرار ....انتظار.......! 
خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند 
می چکد بر دفترم تا بشوید هرچه دارم در سرم باز باران بی بهانه میزند بر جان خسته تا بشوید گونه ها را از غبار سفله بسته باز باران بی ترانه میزند بر دشت لاله تا بشوید زخم و درد عاشقی را از درون قلب های زخم دیده باز باران بی نشانه می زند بر صاحبان این زمانه تا بشوید رنگ تزویر و ریا را از لباس مردم در خواب مانده حال باران در درون ابر پنهان می شود رنگ و بویش از دیده میگردد نهان می گریزد او از این درد عیان باز باران دور می گردد زمن تا نبیند سیل اشک و آه من 
یکی را دوست میدارم یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق او میگذرانم! کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم! یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد! یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست! یکی را برای همیشه دوست میدارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم! یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است ! یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ، کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود ! آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم ! کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است ! یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد! نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است ! یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم! کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد! یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمیدارد! یکی را دوست میدارم ... با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من دیوانه تنها او را دوست میدارم !
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد َAZ bas ke ghoseye to ghese dar goosham kard ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ای داد دوباره کار دل مشکل شد Ey dad dobare kare del moshkel shod ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب
غمهای زمانه را فراموشم کرد
Ghamjaye zamane ra faramoosham kard
نتوان ز حال دل غافل شد
عشقی که به چند خون دل حاصل شد
پامال سبکسران سنگین دل شد
Natavan ze hale del ghafel shod
Eshghi ke be chand khoone del hasel shod
Pamale saboksarane sangin del shod
من زمین و آسمان را کهکشان را دوست دارم من پل رنگین کمان را آفتاب مهربان رادوست دارم ابرهای پر ز باران کوهساران ماهتاب و لاله زاران من تمام مردم خوب جهان رادوست دارم عاشقان ناتوان را عشق های بی امان را من تمام شاپرکهای جهان رادوست دارم دوستی های نهان را خنده های ناگهان را بوسه های صادق و سرشارمان را من تمام درد های تلخ و شیرین جهان را دوست دارم مادران را قلبهای پاکشان را اشکهای نابشان را دستهای گرمشان را حرفهای از صمیم قلبشان را شوروشوق چشمشان را من تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دارم من دروغ بچگان را شیطنت های همیشه بکرشان را رازشان را پاکی احساسشان را خنده های شادشان را بادبادکهای قشنگ و نازشان را دستهای کوچک وپربارشان را هر نگاه خالی از نیرنگشان را اعتماد خالی از تردیدشان را من تمام شیطنت های جهان را دوست دارم سایه های کاج های مهربان را بید مجنون ها و برگ نازشان را سروها و قامت رعنایشان را نخلها و ارتفاع نابشان را تاکها و مستی انگورشان را سر کشی های شراب و ... راستی من تمام درختان انگورجهان را دوست دارم نازهای معشوقان زمان را دل شکستنهای بی منظورشان را بوسه های گرمشان را قهرهای تلخشان را آشتیهای زود هنگامشان را عشقهای آتشین و پر رنگشان را قلبهای بی تاب و تنگشان را آشنایی های پرلبخند شان را و خداحافظی های پر اشکشان را گریه های شوقشانرا ضربه های قلبشان را حرفهای بی حد و مرزشان را من تمام عشق های جاودان را دوست دارم لیلی و مجنونمان را خسرو و شیرینمان را کوه کن فرهادمان را.... یادم آ مد من خدا را وخودم را و عشقم را و جهان را دوست دارم دوست دارم دوست دارم می پرستم..... تا ابد هر جا که هستم 
به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته ، ღ♥ღ آهسته تر از صدای بال پروانه ها ღ♥ღ به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ، ღ♥ღ بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق ღ♥ღ به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی، ღ♥ღ چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد ღ♥ღ فریاد دوستت دارم را ღ♥ღ میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند ღ♥ღ پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم دوستت دارم. ღ♥ღ دوستت دارم فردای دیروزت را رها کن ღ♥ღ دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد ღ♥ღ تا با هم امروز را زندگی کنیم 
آخرین پست ها